المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

753

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

طلاق حائض حرام ، ولى صحيح است ، به اين دو روايت احتجاج كرده‌اند ، به اين فراز در روايت دوّم كه « مرة فليراجعها » و در روايت اول « أمر أن يراجعها » ، زيرا « مراجعه » دلالت بر وقوع طلاق دارد . اشكال اين استدلال آن است كه : همچنان كه احتمال دارد ، امر به « مراجعه » بر وقوع طلاق باشد . همان‌گونه احتمال دارد ، مراد از « مراجعه » ، تمسّك به مقتضاى عقد و بقاى زوجيّت باشد . چون هر كسى كه زن خود را به‌طور باطل طلاق دهد و گمان نمايد كه اين طلاق ، صحيح است و از زوجهء خود دورى گزيند . مىتوان به او گفت : « به زنت رجوع كن » . پس مراد از « مراجعه » معناى لغوى آن است ، نه معناى اصطلاحى ، به معناى رجوع بعد از طلاق . * * * [ 335 ] آيهء دوّم : « فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً » ؛ « 1 » « و چون عدّهء آنها به سر آمد ، آنها را به طرز شايسته‌اى نگه داريد يا به طرز شايسته‌اى از آنان جدا شويد و دو مرد عادل از خودتان را گواه گيريد و شهادت را براى خدا برپا داريد . اين چيزى است كه مؤمنان به خدا و روز قيامت به آن اندرز داده مىشوند هر آنكس كه تقوى را پيشه سازد خداوند راه نجاتى به او قرار مىدهد » . مراد از « اجل » در اينجا « عدّه » است و مراد از « رسيدن عدّه » ، نزديك شدن و در شرف انقضاء قرار گرفتن عدّه مىباشد ، نه به معناى تمام شدن كامل عدّه ، و الّا زوج بعد از اتمام عدّه حقّ رجوع ندارد . در اينجا دو حكم بيان شده است . 1 - جواز رجوع در عدّه ، كه با « فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ » ؛ يعنى : با « حسن معاشرت و انفاق مناسب » به آن اشاره گرديده است . و معناى « أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ » اين است كه : آنها را رها كنيد ، تا از عدّه خارج شوند و از شما جدا گردند . ( امّا ) به غير معروف از آنها جدا نشويد ؛ به اين صورت كه به او رجوع كنيد ، سپس او را طلاق دهيد ، تا عدّهء او طولانى گردد و اصرار به زن داشته باشد .

--> ( 1 ) . سورهء مباركه طلاق ، آيهء 2 .